دو بیتی های فایز دشتی (2) - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 13:28
بتا عشقت مرا واله نموده دلم را داغ چون لاله نموده ز هجران سینه بی چاره فایز بر آتش همچو جواله نموده *** بیا کز حد گذشت ایام دوری کنم تا کی زمهجوری صبوری؟ اگر دوری تو از چشمان فایز ولی با دل تو دایم در حضوری *** بهشتی ای صنم دادی نشانم مرا آواره کردی از مکانم به فایز حوض کوثر وعده دادی به یکباره زدی ...
دو بیتی های فایز دشتی (3) - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 13:27
به شب نالم به شب شبگیر نالمگهی از بخت بی تدبیر نالمبنالم چون پلنگ تیر خوردهگهی چون شیر در زنجیر نالم *** سفر بر من دگر سخت است و دشوارکه می بایست کردن پشت با یارنمی آید دل خون گشته، فایزگرفتم آنکه خود رفتم بناچار *** من از عهد جوانی تا شدم پیرنکردم در وفای دوست تقصیرچرا فایز وفا کرد و جفا دید؟کنم با...
دو بیتی های فایز دشتی (4) - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 13:27
انیس من به جز آه سحر نیستغذای من به جز خون جگر نیستخداوندا بسوزش تا بداندکه آه زار فایز بی اثر نیست *** اگر ماهی به زیر ابر تا کی؟مسلمانی بدین گیر تا کی؟اگر دانی که فایز کشتنی هستبکش ای بی مروت صبر تا کی! *** برو عمو ندادی دخترت راشنیدی حرف های همسرت راسر پل صراط و روز محشربگیرد آه فایز دامنت را
دو بیتی های فایز دشتی (5) - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 13:27
برابر ماه تابانم نشستهبت غارتگر جانم نشستهیقین بر عزم قتل فایز زارنگار نامسلمانم نشسته *** بیا جانا که دنیا را وفا نیستجای راحت در این محنت سرا نیستدر این ره هرچه فایز دیده بگشودز همراهان اثر جز نقش پا نیست *** سحر گه ز آرزوی شوق دیدارکشیدم دل بر بالین دیدارادب نگذاشت فایز بوسدش لبهمی بودم به زلفش چ...
دو بیتی های فایز دشتی (6) - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 13:27
خبر آمد که دشتستان بهارهزمین از خون فایز لاله زارهخبر بر دلبر زارش رسانیدکه فایز یک تن و دشمن هزاره *** قمر طلعت پری پیکر نگارمشکر لب سرو قد سیمین عذارمچو حوران بگذری بر چشم فایزتو ای رعنا کسی زار و نزارم *** قیامت قامت و قامت قیامتقیامت کرده ای آن سرو قامتمؤذن گر به بندد قامت ای یاربقد قامت بماند ت...
دو بیتی های فایز دشتی (7) - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 13:27
به هنگام وداع آن لاله رخسارز نرگس ریخت بر گل ژاله بسیاربه گریه گفت فایز عهدت این بود؟شکستی عهد و پیمانت را به یکبار *** نه بلبل خواهد از بستان جدائینه گل دارد خیال بی وفائیولیکن گردش چرخ ستمگرزند بر هم رسوم آشنایی *** نگارا کاسه ی چشمم سرایتمیان هر دو دیده جای پایتهمین ترسم که غافل وانهی پانشیند خار...